چرا عاشق نباشم

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشیِ من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟

من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست!
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست!
من که میدانم اجل، ناخوانده و بی دادگر،
سرزده می آید و راه فراری نیست نیست!

پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟

/ 3 نظر / 5 بازدید
زهرا

سلام به من هم سر بزنید خوشحال می شوم.

قلم سوخته

فکر میکنم این شعر تصنیف یکی از آهنگ های گلپا قبل از انقلاب هم بود[لبخند]

sun

وبلاگ خوبی دارید موفق باشید و مطلب هم زیباست خوشحال می شم که به وبلاک من یک سر بزنید من وبلاگ حقوقی اما شعر هم می گم . منتظرتون هستم . http://sun1360.persianblog.ir/