مادر

Why mother is so special: When I came home in the rain, Brother asked why didn't you take an umbrella. Sister advised, Why didn't you wait till rain stopped. Father angrily warned, only after getting cold, you will realize. But Mother, while drying my hair, said, stupid rain! Couldn't it wait, till my child came home

 

انگلیسیش قشنگ تره ولی اینم فارسیش:

 

چرا مادر ها خیلی خاص هستند،،، وقتی تو بارون به خونه برگشتم، برادرم پرسید "جرا با خودم چتر نبردم؟". خواهرم نصیحتم کرد که چرا صبر نکردم تا بارون بند بیاد. پدرم با عصبانیت گفت:" حالا بعد از اینکه مریض شدی می فهمی!". ولی مادرم در حالی که موهامو خشک می کرد گفت:" بارون دیوانه! نمیتونست صبر کنه تا پسر من به خونه برسه،،،"

/ 2 نظر / 5 بازدید
شیدا

با دیدنت قصد عبادت کرده ام ٬ با خنده ات احساس سعادت کرده ام بگذار همیشه بنگرم در چشمت ٬ حالا که به چشمان تو عادت کرده ام . . .