نوشته سیدرسول...

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

به نام رب مهدی آل محمد
درد دل نامه ای برای آن که عنایتش همیشه جاری است .
مو لا ی من دیگر رمقی برایم نمانده است .هر روز که می گذرد انتظار بیشتر ا زپیش امان ا ز من می گیرد .آقا خسته ام خسته وگویا هر چه به روز میلا دت نزدیک تر میشود خستگی ودلتنگی ام بیشتر میشود .
گفته ای که در دلهای خسته خانه داری . به مادرت زهرا که من هم دلی خسته دارم ولی با این وجود هنوز هم قدوم مبا رکتت را در خانه دلم حس نمی کنم .
میدانم که غبار وجودم را گرفته .سردی گرمای وجودم را قبض کرده .اما ای نور تو که می توانی در وجود من بتابی وگرمش کنی وبا فروغ وطلوع زیبایت رخوت وسستی ام را به قیامی قطعی مبدل نمایی .
مولای من ! این روزها چشمانم مرا بیشتر می آزارد .آذین کوچه وخیابان داغ دلم را زنده میکند .
جشن تولد برای کسی که سبب طول غیابش اعمال من وامثال من است .
بگو مولای من در کدامین سرزمین به دنبالت بگردم .تا به کی در بیابان وجودم از برای دیدار وصالت بدوم .
بیا ودستی بر سرم بکش .سراپای وجودم اشتیاق پر التهابی است که با نزدیک شدن نیمه شعبان بیشتر وبیشتر می شود . آقا ! چقدر دوست دارم که سرم را بر دامانت بگذارم وتا میتوانم گریه کنم .
گریه ای به قدمت 1170 سال انتظار تو .
به زودی او می آید تا تو خدایت را راحت تر صدا بزنی واین جا ست که انتظار مفهوم می یابد پس العجل العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان.

/ 1 نظر / 6 بازدید
سپیدار

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد سوگند به هر چهارده آیه نور سوگند به زخم های سرشار غرور آخر شب سرد ما سحر می گردد مهدی به میان شیعه برمی گردد [گل][گل][گل]