امروز فقط شعر و شعر و شعر

بگو ای یارترین یار، بگو ای همیشه سالار
حرف بزن با غم چشمات، منو بیش از این نیازار

دلم از تنهایی تو، حتی یک نفـس جدا نیست
گله سر کن که می‌دونم، گله‌هات یکی دو تا نیست

ای وطن! ای ریشه‌ی من، عشق من! اندیشه‌ی من
گور من! گهـواره‌ی من! قلب پاره پاره‌ی من!

بگو از اونا که رفتن، تو رو بی صدا شکستن
بگو از اونا که موندن، دلتو این جا شکستن

با همه عذاب دیـروز، دل بـه فـردای تو بستن
توی این روزای خوبم، می بینی که با تـو هستن

اما من، نه اهل سودام، نه به فکر ترک اینجام
اهل تو، از ریشه‌ی تو، خاک تو، خون تو رگهام

ای وطن! ای ریشه‌ی من، عشق من! اندیشه‌ی من
گور من! گهـواره‌ی من! قلب پاره پاره‌ی من!

/ 0 نظر / 4 بازدید