آه

سلام امروز ولادت آقا امام حسین (ع) و شب ولادت آقا قمربنی هاشم حضرت ابالفضل العباس است.

همیشه این روزها انقدر خوشحال بودم که تا شب صد بار چشمهام پر از اشک میشد از حسرت دیدار مزار این دو بزرگوار.

اما امروز غمگینم... امروز فهمیدم که چرا عاشق گلها هستم، چرا برای یه بچه گربه بال بال میزنم، چرا وقتی تنها آرومم، چرا عاشق بچه کوچولوهام.... حالا فهمیدم که چرا؟

برای اینکه گلها آزارم نمیدن، بچه گربه ها اذیتم نمیکنند، تو تنهایی خودمم و خودم، بچه کوچولوها روحم رو آرام میکنند.

چند سال پیش یادمه گفتم که از ادم بزرگها خوشم نمیاد دوستشون ندارم مدتها بود این جمله رو فراموش کرده بودم اما امروز می بینم هنوزم خیلی از ادم بزرگهارو دوست ندارم.

اونها منو نمی فهمند، ازارم میدن، اذیتم میکنند، منو درک نمیکنند...

دلم میخواد برم جایی که تنها من باشم و دار و درخت و جک و جونور جایی که کسی ازارم نده و بذاره بقیه عمرم رو تو ارامش سپری کنم.

سالهاست که دلم فقط ارامش میخواد... اما افسوس....

/ 3 نظر / 4 بازدید
صحرای سبز

سلام سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گوهری کز طلب کون و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد آرامش آدمها توی کلامشون خلاصه نمی شه توی نگاهشونه هر چند از کلامت می شه خوند که اهل دلی ولی نگاه .... بیشتر با آدم حرف می زنه [وحشتناک] آرزو می کنم مثل صحرا آرامش داشته باشی و مثل سبزه ها زندگی توی وجودت جریان داشته باشه

صحرای سبز

نگاه شما سبز و خیر خواهانه است و ناخالصی نداره [لبخند] من همیشه همین قدر زود قضاوت می کنم [خمیازه] معذرت می خواهم شاد باشی[خداحافظ]