میخواهم بنویسم از هرآنچه نوشتنی است

اي کاش ميشد از همه چيز نوشت؟

فلسفه مورچه

فلسفه مورچه مورچه ها یک فلسفه چهار بخشی دارند.که اولین بخش آن این است:مورچه ها هرگز تسلیم نمی شوند فلسفه خوبی است. اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقفشان کنید به دنبال راه دیگری می گردند. بالا می روند. پایین می روند. دور می زنند . آنها به جستجوی راهی دیگر ادامه می دهند. چه فلسفه کارآمدی. هرگز از جست و جوی راهی که ترا به مقصد می رساند دست نکش. بخش دوم: مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند. این نگرش مهمی است. نمی توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است. پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستان شان هستند یک حکایت قدیمی می گوید خانه ات را در تابستان بر روی شن نساز. چرا به این پند نیاز داریم؟ زیرا مهم است آینده نگری کنیم. در تابستان باید فکر طوفان را هم بکنیم. باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید سومین بخش فلسفه مورچه:مورچه ها کل زمستان را تابستانی می اندیشند. این مهم است در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور می شوند که این دوران زیاد طول نمی کشد . به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت. و در اولین روز گرم مورچه ها بیرون می آیند.اگر دوباره سرد شد آنها برمی گردند زیر . ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند. انها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند و اما آخرین بخش فلسفه مورچه : یک مورچه در تابستان چقدر برای زمستان خود جمع می کند؟ هر چه قدر که در توانش باشد. چه فلسفه باور نکردنی ای. فلسفه: هر چه در توانایی ات است. فلسفه مورچه: هرگز تسلیم نشو....آینده را ببین.....مثبت بمان......و همه تلاشت را بکن   
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٩
تگ ها :