میخواهم بنویسم از هرآنچه نوشتنی است

اي کاش ميشد از همه چيز نوشت؟

ببخش و رها کن

ببخش و رها کن... اگه قبلا یک اشتباهی کردی و بعدها متوجهش شدی و درصدد جبرانش براومدی به خودت افتخار کن. اگه رفتی تا اشتباهت رو جبران کنی وبازهم به چشم یه مجرم بهت نگاه کردن ناراحت نشو، به دلت رجوع کن، به نیتت، به قصدت.تمام تلاشت رو بکن که جبران کنی و یه جاهایی هم بهتره خودت، خودت رو ببخشی و رها کنی.... یادت باشه ! اونها که از نیت تو و از تحول تو خبر ندارن، پس تو دلت براشون دعا کن که از شر قضاوتها رها بشن، تا زخمهای گذشتشون ترمیم پیدا کنه ، تا اونها هم مثل تو آزاد بشن ، از گذشته رها بشن، دردشون التیام پیدا کنه ، دعا کن که بتونن بخشش رو از ته دل تجربه کنن. یه وقتهایی هم اشتباهی نکردی و راجع بهت اشتباه فکر کردن، بهت تهمت زدن بازهم ببخششون نیک باشی و بدت گویند خلق به که بد باشی و نیک ات بینند بدون اونها ترسیدن، بدون یه گوشه ذهنشون یه مشکلی جا خوش کرده بوده و بعد سر یه جریانی جرقه زده و شعله اش دامن تو رو گرفته ، ببخش. بذار این آتیش خاموش بشه بعدش هم اگه تونستی یه مرهم بذار رو زخمشون. امروز من خودم را بخاطر.................بخشیدم و رها کردم امروز من .............را بخاطر..............بخشیدم و رها کردم. امروز و هر روز من آزاد و رها هستم. رها از زندان گذشته ها و آزاد در آسمان امروز.   
نویسنده : عرفان ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٢
تگ ها :