میخواهم بنویسم از هرآنچه نوشتنی است

اي کاش ميشد از همه چيز نوشت؟

شقایق

دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارونه شقایق
مث مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دوتا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی  یک نفس از من جدا نیست
شقایق،وای شقایق،گل همیشه عاشق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب ، عشق و حسرت
ته  گلخونه های بی کسی برد
شقایق،وای شقایق،گل همیشه عاشق
دویدیم،دویدیم و دویدیم
به شب های پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
........
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون ،نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمام عاشقایی

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۳
تگ ها :