میخواهم بنویسم از هرآنچه نوشتنی است

اي کاش ميشد از همه چيز نوشت؟

عشق از دیدگاه دوازده ماه سال

 

  متولدین فروردین ماه :

به سوی من بیا
تاتو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را
که شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میکند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :

عشق را در چشمان منبنگر
چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن
به صدای نفس های من گوش کن
و بشنو ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پرشهامت. موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

متولدین خرداد ماه :

با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانهاست.

متولدین تیر ماه :

بهشت هیچ است
دربرابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه

دلی نازک و پرز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :

گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمیخوانند
آن گاه که چشم می گشایم و می بینم
با تو نیستم

عاشق پیشه است وبی عشق زندگی نمی کند.

متولدین شهریور ماه :

شاید به نظر برسد که عاشق نیستم
شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم
شاید به نظر برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت

عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :

با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت
با فداکاری هایم درراه عشق به تو
خواهی دید که چگونه دوستت دارم

در امور عشقی ورزیده است وزندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است .. . . زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیزبه اثبات می رساند.

متولدین آبان ماه :

در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو رادر کنار خود حس کنم
دوستت دارم

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است ودر عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :

نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :

روزها ماه ها و سال هامی گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
که بیش از پیش عاشق گشته ام

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :

می خواهم آزاد زندگی کنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است که همواره روبه آن خواهم داشت

عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :

من آنی نیستم
که بی عشق زندگی را سر کنم
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را میگشایم
و عشق رویایی ام را در تو می بینم
در عشق بی نظیر است.احساساتی و رویایی است.

 

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸
تگ ها :

عید فطر

عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست.

از این روست که در دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم:

اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً
"
از تو خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی"

 

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸
تگ ها :

عیدسعیدفطربرهمه شیعیان مبارک

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸
تگ ها :

عید شما مبارک نماز و روزه ها و عباداتتون مقبول درگاه حق

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود
عید شما مبارک

-        فرازهایی از دعای وداع امام سجاد-ع با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها...
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
*
التماس دعا*

-
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله

 

- حلول ماه عید و شادی مسلمین است
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است

-
عید سعید فطر و پایان ماه صیام
بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل
حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل

 

عید صیام آمد و ماه صیام رفت
لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
گرد غم گناه ز جان عوام رفت
*
عیدتون مبارک*

 

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸
تگ ها :

درددل

واقعا چه دنیای آشغالیه حالم ازش بهم میخوره...

ادم میاد اینجا توی این محیط میگه لااقل قیافه ادمهارو نمیبینه بگن واسه قیافه اش تحویلش میگیره.

صدای ادمهارو نمیشنوه که بگن واسه ناز و عشوه صداش ازش خوشش میاد.

میاد اینجا دردهاشو بنویسه و بگه بلکه خودش سبک بشه شاید دو نفر ادم درست و حسابی هم بیان چیزی بگن و بنویسن که ادم رو اروم کنه.

اما می بینید واقعا ادم شاید اونم شاید توی قبر فقط ارامش داشته باشه

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥
تگ ها :

حاضرجوابی

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.

******************************************************************************************************************

 یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

******************************************************************************************************************

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.

معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید
:
این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.

یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده

 ****************************************************************************************************************

معلم داشت جریان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى این که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت

بچه‌ها! اگر من روى سرم بایستم، همان طور که مى‌دانید خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.

بچه‌ها گفتند: بله

معلم ادامه داد: پس چرا الان که ایستاده‌ام خون در پاهایم جمع نمى‌شود؟

یکى از بچه‌ها گفت: براى این که پاهاتون خالى نیست.

 ************************************************************************************************

 بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود: فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست.

در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦
تگ ها :

زیارت اقا امام رضا (ع)

به نام خدا

روز جمعه به لطف عزیزترین ادم توی زندگیم مشرف شدم به حرم اقا امام رضا(ع) چقدر لذت داره وقتی بدون اطلاع خودت برات بلیط مشهد رزرو میکنن و فقط میگن بیا؟؟؟؟؟/

بخدا بخاطر پولش نمیگم اینکه اخر لطفه اما بعد از اون این مهمه که چنین جایی رو بدون اینکه بدونی بری این یعنی اخر طلبیده شدن.

جای همه دوستان خالی قربون اقا امام رضا برم همیشه حرمش شلوغه میگن ماه رمضان خلوته؟؟؟؟؟ کی میگه؟؟؟؟ ماشاا... انقدر شلوغ بود که به زحمت میشد زیارت کرد اما من بچه پررو چهار بار زیارت کردم یعنی دستم به ضریح مقدس اقا رسید.

کلی دعا کردم برای همه دوستانم خانواده ام  عزیزانم دوست و رفیقهای فابم... خلاصه خیلی حال کردم.

از ساعت سه و نیم که رسیدیم تا 7 توی حرم مشغول زیارت بودیم. جای همه عاشقاش خالی. شب ولادت اقا امام حسن کریم اهل بیت خیلی حال کردم خیلی...

بخصوص دم افطار وقتی چراغها روشن میشن و اون حرم طلایی و دلرباش روشن میشه هزاران هزار برابر زیباتر و عاشق کش تر میشه.

خدا قسمت کنه برای همه اونهایی که عاشقش هستند. خلاصه که جای همگی خالی اقا طلبید و ما هم رفتیم. کم بود اما خیلی خوب بود. شکر خدا....

 

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥
تگ ها :

یک روز زندگی

یک روز زندگی

 

FunPatogh.Com Community For Persians

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."

لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز.... با یک روز چه کار می توان کرد؟ ..."

خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی کن."

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم."

آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ....

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او در همان یک روز زندگی کرد.

فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!"

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است..

امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠
تگ ها :

درباره ماه رمضان

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبایست‏به تنهائى ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گوش فرا مى‏دهیم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روایت مى‏نماید و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیهما السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.

فقال علیه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا یجیى و لا یذهب و انما یجیى‏ء و یذهب الزائل و لکن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فیه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عیدا و کقوله تعالى فى عیسى بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائیل. (1)

امام علیه السلام فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است که نمى‏رود و نمى‏آید که شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، که قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنانکه پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده که حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لکن قولوا شهر رمضان فانکم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانید که رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.

و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.

در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد. و در همین رابطه است که مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به کار مى‏گیرد و مى‏گوید:

آب کم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به کوى حق رسید درد مریم را به خرما بن کشید

اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع کننده.

پى‏نوشت‏ها:

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلامیه

2- بحار، ج 96، ص 377

روزه، درمان بیماریهاى روح و جسم صفحه 22

سید حسین موسوى راد لاهیجى

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٩
تگ ها :

عیدی ماه رمضان

امروز خبردار شدم که یکی از عزیزترین دوستانم نامزد کرده بقدری خوشحالم که دلم میخواد داد بزنم.

خداروهزار بار شکر کنم کمه. خیلی دلش میخواست ازدواج کنه اما دنبال یه ادم باایمان و درست و حسابی بود که خداروشکر هم نصیبش شده.

از اینکه توی این حاجت گرفته شده منم سهمی شاید به اندازه یه سر سوزن داشتم خوشحالم.

هرموقع سجاده ای که برام از مکه اورده بود باز میکردم و توش نماز میخوندم دعا میکردم ادمی نصیبش بشه که لایق اینهمه پاکی و نجابت و ایمان اون رو داشته باشه.

هرچند اون خودش با مولاش اقا امام زمان(عج) معامله کرده بود و بایدم چنین چیزی نصیبش میشد.

خداروشکر شکر شکر

گفتم شما هم در شادی من شریک باشید.

این دومین عید ماه رمضان بود که گرفتم اول ماه رمضان هم نامزدی یکی دیگه از دوستانم بود.

خداروشکر ارزو میکنم همه خوشبخت باشند و از صدقه سر همه خوبان درگاه پروردگار دوستان خوب من هم خوشبخت بشوند.

امین یا رب العالمین

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳
تگ ها :

ماه رمضان

رمضان، ماه بی دلی جان

رمضان، ماه گامهای عاشق رهسپار

رمضان، ماه اشکهای چشم در سجده‌های الهی

رمضان، ماه نورانی خدا،

ایام توبه و توجه به پرودگار فرا رسید.

از دور صدای ربنا می‌آید

آوای خوش ، خـــــــــدا ، خـــــــــــدا می‌آید

 

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱
تگ ها :

خدا

  

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/
۱۸۶) ::.

 گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/
۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/
۲۲) ::.

 گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/
۹۰) ::.

 گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/
۱۰۴) ::.

 گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/
۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/
۵۳) ::.

 گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/
۱۳۵) ::.

 گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/
۲۲۲) ::.

 ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     
گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/
۳۶) ::.

 گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.::
 ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

 

 

 

 

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٥
تگ ها :

 

و چه سخت است سخت از غم هجران گریستم

آهسته نگاه کردم و پنهان گریستن

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٥
تگ ها :

 

آدم ها را از آنچه درباره دیگران می گویند بهتر می توان شناخت تا از آنچه درباره آنها می گویند.

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٤
تگ ها :

چند نکته

1) رؤیاهای بزرگ در سر بپرورانید

فقط رؤیاهای بزرگ میتوانند روح انسان ها را به حرکت درآورند.(مارکوس ارلیوس)

2) حس هدفمندی را در خود پرورش دهید

کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در ناهموارترین راه ها به جلو میرود و شخص بدون هدف در هموارترین راه ها نیز پیشرفتی نخواهد داشت.(توماس کارلایل)

3) خود را دارای شغل آزاد بدانید

من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم.(ویلیام هنلی)

4) کاری را که واقعاً دوست دارید انجام دهید

وقتـی کاری را انجام دهید که واقعاً آن را دوست دارید دیگر حتی یک روز هم به زحمت دچار نخواهید شد.(برایان تریسی)

5) در کار خود همیشه بهترین باشید

کیفیت زندگی شما ، صرف نظر از اینکه در چه حوزه ای کار میکنید ، بسته به این است که تا چه حد خود را متعهد میدانید در کار خود بهترین باشید.(وینس لومباردی)

6) سخت تر و بیشتر کار کنید

هر چه سخت تر کار کنم موفق تر میشوم.(جیمز تربر)

7) خود را وقف یادگیری مادام العمر کنید

یادگیری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقیت در هر زمینه ای است.(دنیس ویتلی (

8) ابتدا حق و حقوق خودتان را بپردازید

بخشی از کل درآمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانید آن را پس انداز و سرمایه گذاری کنید ، بذر بزرگی در شما نیست.(کلمنت استون)

9) همه جزئیات مربوط به کارتان را یاد بگیرید

اگر در شغلتان مهارت بالائی به دست آورید ، هیچ چیز مانع درآمد بیشتر و پیشرفت سریعتر شما نخواهد شد.(دان کندی)

10) خود را وقف خدمت به دیگران کنید

اگر به دیگران کمک کنید تا به آنچه میخواهند برسند ، شما هم میتوانید در زندگی به آنچه میخواهید برسید.(زیگ زیگلار)

11) با خود و دیگران کاملاً صادق باشید

تفکر منبع اصلی ثروت ، موفقیت ، پیشرفتهای مادی ، اکتشافات و اختراعات بزرگ و همه کامیابی هاست.(کلود بریستول)

12) بالاترین الویت هایتان را تعیین و سپس با تمام قوا روی انها تمرکز کنید

انسان غیرمتمرکز در همه امورش ناپایدار است.(برایان تریسی)

13) سریع العمل و قابل اعتماد باشید

کار خودتان را انجام دهید ، اما در فقط در حد وظیفه ، بلکه اندکی بیشتر و از روی سخاوت. همین مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد.(دین بریگز)

14) برای جهش از قله ای به قله دیگر آماده باشید

برنده شدن یک چیز گاهگاهی نیست ، بلکه همیشگی است.(وینس لمباردی)

15) انضباط فردی را در همه موارد اعمال کنید

انضباط فردی یعنی توانائی وادار کردن خود ، به انجام به موقع کارهائی که باید انجام دهید. چه خوشتان بیاید و چه نیاید.(آلبرت هبارد)

16) خلاقیت و استعداد ذاتی خود را شکوفا کنید

قدرت تصور از واقعیات برتر است.(آلبرت انیشتین)

17) با افراد درست در ارتباط باشید

طی پنج سال آینده شما تغییری نخواهید کرد مگر به دلیل ملاقات با افرادی خاص و کتابهائی که مطالعه میکنید.(چارلز جونز)

18) به بهترین نحو مراقب سلامتی خود باشید

رمز خوشبختی داشتن ذهنی سالم در بدنی سالم است.(تئودور روزولت)

19) قاطع و عمل گرا باشید

به جنگ دریای مشکلات بروید و شجاعانه به آنها پایان دهید.(ویلیام شکسپیر)

20) هرگز شکست را یک انتخاب ندانید

چیزی برای ترسیدن وجود ندارد جز خود ترس.(فرانکلین روزولت)

21) در امتحانات پایداری قبول شوید

هیچ چیز نمیتواند جایگزین پایداری شود. استعداد نمیتواند : انسان های با استعداد ناموفق فراوانند.

نبوغ نمیتواند : نابغه های ناکام به صورت ضرب المثل درآمده اند.

 تحصیلات نمیتواند : دنیا پر از تحصیل کرده های بیحاصل است.

 فقط پایداری و اراده دارای قدرت لایتناهی است.(کالوین کولیج(

 

  
نویسنده : عرفان ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٤
تگ ها :

← صفحه بعد